محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

185

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىطلبد ؛ چه آن‌كه تكبر ، ضد فروتنى و ناسپاسى ، ضد شكر است . امام عليه السّلام از صفات زشت ناسپاسى و تكبر پرهيز مىدهد . ( و لا لفضله عندكم حسادا ) منظور از « حسّاد » در اينجا دشمنان است . اين بند مىگويد : به‌گونه‌اى رفتار نكنيد كه نعمت از شما زايل شود و با خويشتن همانند يك دشمن رفتار نكنيد . ( و لا تطيعوا الأدعياء الذين شربتم بصفوكم كدرهم و خلطتم بصحتكم مرضهم . . . العقوق ) واژه « أدعياء » جمع « دعيّ » به معناى كسى است كه به غير پدرش نسبت داده مىشود . واژه « النّذل » نيز به همين معنا است . اين بند خطاب به عموم مردم مىگويد كه شما بىگناه و پاك‌طينت هستيد و جز يك زندگى آسوده به همراه تلاش و كوشش چيز ديگرى نمىخواهيد ؛ اما رهبران بدكار شما ، دزدانى آشنا به راه‌هاى گوناگون فريبكارى هستند و همه شيوه‌هاى غارت را آموخته‌اند . شما بايد با آنان مبارزه كنيد و به آنها اعتماد نكنيد . كسى كه آگاهانه و براى سودجويى با آنها هم‌پيمان شود ، مجرم و خيانتكار است و كسى كه از روى غفلت و نادانى به آنان بپيوند ، وجدان و دينش را از او مىگيرند و بيمارى دل و عشق به باطل در او مىكارند . گاه كناره گرفتن و ترك امربه‌معروف روا است ؛ در جايى كه سودى در آن ديده نشود . به هر روى هركسى در شرايطى قرار دارد كه نمىتواند از آنها بگسلد ؛ البته نبايد در پى بهانه‌جويى و فرار از مسؤوليت بود . ( اتخذهم إبليس مطايا ضلال و جندا بهم يصول على الناس و تراجمة ينطق على ألسنتهم . . . ) رهبران منحرف از شيطان الهام مىگيرند و با چشم و گوش او مىبينند و مىشنوند و بلكه به‌طور كامل در اختيار او هستند . شبيه اين عبارات در جاهاى ديگرى از اين خطبه نيز آمده است .